در حال حاضر توی کشورمون ایران ،دو قطبی شدن بشدت قابل احساس و قابل مشاهده است.
که احتمالاً حدس زده باید اون دو قطب چیا هستند.
چیزی که ما از پیامبر به عنوان یک شخصیت مذهبی برای مذهبیان و یک شخصیت تاریخی تاثیرگذار برای غیرمذهبیان باید یاد بگیریم مبارزه با سنّتها و کلیشههاست.(مثل یک دانشمند فکر کردن(علم هیچ چیز رو درست مطلق نمیدونه برای همین بارها دیدیم که فلان دانشمند نادرستی فرضیه دانشمند قبلی رو اثبات و فرضیه جدیدی رو مطرح میکنه))
دانشمندها نسبت به تغییر عقایدشون مقاومتی ندارن برعکس افرادی که تعصبّی فکر میکنند.(چون هیچچیزی مطلقاً درست یا مطلقاً اشتباه نیست)
وقتی توی یک موقعیت جغرافیایی خاص بدنیا میایم با کلیشهها و تعصّبات مختص اونجا بزرگ میشیم.
اگه این تعصّبات عمیق و عمیق تر بشه و نسبت به گروه خاصی حس تعلق پیدا کنیم دیگه خودمون رو با اونچیزی که هستیم تعریف نمیکنیم. خودمون رو با چیزی تعریف میکنیم که دشمن هست و ما نیستیم.
و بعد از اینکه کلیشهها شکل گرفت حذف و یا تغییرشون بسیار کار سختی میشه.
وقتی هم که میخواییم اون عقایدمون رو حفظ و ازش دفاع کنیم افراطیتر عمل میکنیم.
با جا افتادن یسری کلیشهها و پیوستن افراد متعصب به هم یک گروه با تفکرات قالبی(کلیشهای) شکل میگیره.
و توی اون گروه افرادِ در حاشیه سعی میکنن با پیروی از رهبر اون گروه (که عموماً افراطیترین دیدگاهها رو داره ) توی گروه پذیرفته یا صاحب مقام بشن.
آیا کسی هم سعی کرده توی قرن ۲۱ ،توی عصری که زندگی میکنیم برای از بین بردن کلیشه ها کاری کنه؟
که دیگه گروههایی با تفکراتِ قالبیِ بشدت افراطی(مثل داعش) به وجود نیان؟
جواب: بله.
دریلِ سیاهپوست (کسی که باعث شد بسیاری از اعضای کوکلاکس کِلن(گروهی سفیدپوست با عقاید افراطی نژادپرستی ضد سیاهپوستان) از گروه خود انصراف بدن) میگه: << در عصر فضا زندگی میکنیم اما هنوز بسیاری از ما با ذهن پارینهسنگی فکر میکنیم .ایدئولوژی ما باید سرعتش را بیشتر کند تا به تکنولوژی برسد>>.
افراد قدرتمند جامعه باید بیشتر به تجدیدنظر توی افکارشون فکر کنن،ممکنه افکارِ غلطشون رو اشاعه بدن و دیدگاهشون احتمال بیشتری داره که مورد اقبالِ عام قرار بگیره.
عموماً هم قشر ضعیف و حاشیهای تلاش بیشتری برای انطباق با اون افکار به خرج میده.
تحقیقات نشون داده افکار قالبی(تعصّبی) قراردادی ان.
یعنی تمامی تعصبات ما از جایی میاد که توش بدنیا اومدیم و بزرگ شدیم.
پس لزوماً افکار ما درستِ مطلق نیست.ما انسانها اگه میدونستیم درست مطلق چیه اصلاً پا روی زمین نمیذاشتیم(حوای مادر و سیب).
توی دوقطبی جامعه ما،از مذهبیا میخوام فکر کنن توی هرجای دیگهای غیر از اینجا بدنیا اومدن(تفکر خلاف واقع) مثلاً استرالیا.
آیا همون افکار رو راجع به حکومت فعلی خواهند داشت؟
آیا همون افکار رو راجع به قضیه فلسطین و اسرائیل خواهند داشت؟
خیر. این افکار خیلی ناپایدارن و با علمی فکر کردن و تجدید نظر به راحتی فرو میریزن،پس اولاً بیشتر فکر کنین و بعد هم عقایدتون رو آپدیت کنین و بعد هم توانایی تجدیدنظر داشته باشید. تغییر عقاید فحش ناموسی محسوب نمیشه.
از قطب غیرمذهبی جامعه ما میخوام فکر کنن توی خانواده مذهبی بدنیا اومدن. آیا با این شرایط مطمئنن تفکراتی که قطب مقابل داره رو نخواهند داشت؟ خیر.
بیشتر فکر کنیم،عقایدمون رو آپدیت کنیم،هخمونکاری که پیامبر انجام داد.
<برداشت آزاد از کتاب (دوباره فکرکن اثر آدام گرانت)>
